یادش بخیر سال پیش در چنین روزهایی یک حال و هوای عجیبی داشتیم، یک شور وهیجان خاصی در مردم بود، همه به آینده کشورشون، میهنشون امیدوار بودند، همه واسه یه انتخاب درست داشتن تصمیم می گرفتم، همه جا حرف انتخابات بود، شبا تو خیابونا چه غوغایی بود، یکی عکس میرحسین رو به پشت ماشینش میزد، یکی پرچم ایران رو تکون می داد، یکی به هر دوتا دستش پارچه سبز بسته بود… واااااااااااای چه روزهای پر شوری بود… یادمه هر روز میرفتم میرفتم ستاد .. یکم دلم باز می شد.. مخم داغ می شد که برم ستاد احمدی نژاد یکم بحث کنم… روزگار قشنگی بود… فکر نکنم دیگه تکرار بشه…دیگه هیچوقت اون روزها محاله تکرار بشه… یادمه من 2ماه تی شرت سبز پوشیده بودم و دستبند سبز به دستم بسته بود.. چقدر به آینده ایران امید داشتم… اون موقع ها هرچند کم ولی به این حکومت اعتماد داشتم اما همه باور های منو خراب کردن….
روز 23 خرداد که خبر پیروزی عجیب احمدی نژاد رو شنیدم میتوم به جرأت بگم تا دو روز گیج و منگ بودم، خوب برام سخت بود… اما چه می شد کرد!!!
بعد از اون روز بود که کم کم اعتماد من و هم نسل های من به این نظام و حکومت کمرنگ و کمرنگ تر شد.
حالا بعد از یکسال با مرور اون خاطرات با خودم می گم … اگر موسوی رییس جمهور می شد دیگه نه ندایی کشته میشد … نه سحرابی جون می داد .. نه مصطفی تیر میخورد.. نه هرج و مرجی می شد…و مطمئن باشین هیچ وقت تو خیابون مرگ بر خامنه ای نمی گفتن… اصلاً کار ندارم که تقلب شد یا نشد.. می گم اگر موسوی رییس جمهور می شد هیچکدوم ازین اتفاقا نمی افتاد مثل همون 8 سال ریاست جمهوری خاتمی که باعث شد دوباره مردم با نظام آشتی کنن.
پی نوشت:
مطلب بسیار زیبا و خواندنی در وبلاگ آقای فرید صلواتی
برچسبها: 22 خرداد
مه 1, 2010 در 8:01 ق.ظ. |
سلام بر دوست خوبم .ممنون از لطفی که به حقیر داشتید
مه 1, 2010 در 12:23 ب.ظ. |
سلام
بهترین ها
مه 1, 2010 در 6:45 ب.ظ. |
ما لعبتکانیم و فلک لعبت باز
مه 2, 2010 در 8:02 ق.ظ. |
با مطلب پير خوشبو به روزم.
مه 9, 2010 در 4:30 ق.ظ. |
لينك شديد دوست عزيز