نمک نشناس

اکتبر 3, 2009 با noghrei
خالد مشعل رييس دفتر سياسى جنبش مقاومت اسلامى فلسطين (حماس ) از واژه جعلى خليج عربى در سخنرانى خود در قلعه صلاح الدين دمشق استفاده کرد.

به گزارش سایت پرچم وى جمعه شب در سخنرانى خود به مناسبت جشن قدس پايتخت فرهنگى جهان عرب در سال 2009 گفت : اميدوارم همه کشورهاى اسلامى از شمال آفريقا؛ مصر؛ عربستان ؛ سوريه ؛ خليج عربى ؛ ايران ؛ اندونزى تا مالزى در يک صف در برابر دشمن بايستند.

جشن قدس پايتخت فرهنگى جهان عرب در سال 2009 و سالروز آزادى شهر قدس توسط صلاح الدين ايوبى جمعه شب در قلعه صلاح الدين دمشق برگزار شد.

پیش از خالد مشعل هوگو چاوز و حتی برخی مقامات سوری نیز به دلیل فعال نبودن رایزنی های دیپلماتیک از سوی مقامات وزارت خارجه در خبطی آشکار از واژه جعلی استفاده کرده و نسبت به جزایر سه گانه نیز مواضع ضد ایرانی گرفته اند.

خودتون قضاوت کنین…

8سال جنگ متاثر از فیلم های وسترن!!!

اکتبر 1, 2009 با noghrei

مشاور رسانه اي رييس جمهور(کلهر) در خصوص ضرورت پرداختن به مسائل فرهنگي، گفت: مهندس بيژن زنگنه بعد از ادغام دو وزارت فرهنگ و هنر و ارشاد اسلامي، معاون فرهنگي وزارت جديد شد و در يک سخنراني اعلام کرد که جواناني که ما تربيت کرديم هم اکنون در جبهه ها مي جنگند؛ من دو سال و نيم پست هاي معاونت فرهنگي، هنري و سينمايي را تجربه کرده بودم بعد از سخنراني به وي گفتم اين جوانان تربيت شده فرهنگ اسلامي شما نيستند، ظلم ستيزي اين جوانان متاثر از فيلم هاي وسترن امريکايي و ايتاليايي است. 25 سال بعد جوان هايي را که با فرهنگ شما تربيت مي شوند، خواهيم ديد.

متن کامل مصاحبه در سایت ایرنا (لینک)

البته من با این بخش از مصاحبه که گفته ” 25 سال بعد جوان هايي را که با فرهنگ شما تربيت مي شوند، خواهيم ديد.” موافقم ولی در مورد بخش اول نباید نقش پر رنگ امام خمینی رو در اون دوران فراموش کرد و این طرز فکر ظلم به شهدایی که با اخلاص کامل جونش رو برای دفاع از این کشور فدا کردن.

نمیدونم چرا مشاورهای ا.ن همه شون یه جورایی یه طورین!!!

چشم هایی که نمیخواهند حقیقت را ببینند

سپتامبر 26, 2009 با noghrei

“کشورهایی که روسای جمهورشان نطق می کنند از یکی دو ماه قبل وقت گرفته اند. در بین نطق روسای جمهور هم اینطور نیست که همه سراپا گوش باشند. ترددها ، مشغول بودن هیات ها به مطالعه و سخن گفتن آنان با هم امری رایج است. میزان توجه و یا عدم توجه حاضران به نطق یک رییس جمهور را از سکوت حاکم بر سالن و گوشی های ترجمه ای که آویزان گوش هاست ، می توانستیم بفهمیم . برهمین اساس هم باید بگویم که سخنرانی رییس جمهور ایران از جمله چند دولتی بود که تقریبا سکوت بر جلسه حکمفرما شد و هیچ گوشی ترجمه ای بر زمین نماند که این نشانه تاثیرگذاری جمهوری اسلامی بر مناسبات جهانی است.”
این مطلبی که در بالا خوندید بخشی از نوشته جدید حمید رسایی نماینده مجلس و یکی از طرفداران سینه چاک دولت بود که در سفر اخیر ا.ن به نیویورک درهیات اعزامی حضور داشته.

ahmadinejad-cp-w-7374106

صندلی هایی که سکوت کردند

و این هم عکسی از زمان سخنرانی ا.ن در سازمان ملل

لازم به ذکر است :

در طول ۳۵ دقیقه سخنرانی احمدی نژاد طبق آمار دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد از تعداد ۱۹۲ کشور شرکت کننده تنها ۴۳ کشور حضور داشتند که افت چشمگیری نسبت به دفعات گذشته مشاهد می شد. تعدادی از نمایندگان کشورهای حاضر نیز در خلال سخنرانی او سالن را به نشانه اعتراض ترک نمودند.

حالا خودتون قضاوت کنید!! آقای رسایی انتظار داشته صندلی خالی سر و صدا کنه که می گه سکوت حکمفرما بود!

جواب

سپتامبر 23, 2009 با noghrei

در جواب دوست عزیزی که من رو حامی دکتر سروش و متهم به  توهین به آقای خامنه ای کردند.

من تمام افکار سروش رو قبول ندارم
ولی دلیل نمیشه که همه عقایدش رو نفی کنم.
بعدشم من در متنی که نوشتم فکر نمی کنم توهینی به مقام آقای خامنه ای کرده باشم.
فقط یک چند سوال بود که متاسفانه شما همین رو هم تاب نمیارین.
من نمیدونم مگر سوال پرسیدن از ایشون اشکال شرعی داره؟
خوب برام جالب بود بدونم چرا آقای خامنه ای بعد از چند جلسه دادگاه تازه نظر خودشون رو اعلام کردن.
عزیز من اگر فضایی در جامعه وجود داشت که امثال من جوون به سوال هامون پاسخ داده میشد هیچوقت کار به اینجا نمیرسید.

اگر در جامعه مطبوعات آزاد بود و حق انتقاد و سوال از همه رو داشتن کسی جرات خطا کردن پیدا نمی کرد.

متاسفانه همین دیدگاه های بسته مارو به اینجا رسونده، همین افکار که ما دور بعضی چیز هایی که به خودی خود مقدس نیستند هاله تقدس می کشیم، آقای خامنه ای هم یک انسانه، پس به دلیل انسان بودنش حتماً خطا هم می کنه، چه خوب بود اگر هروقت خطایی از سمت مقامی مسوولی به عمد یا غیر عمد صورت می گرفت فضا و بستری در جامعه وجود داشت که بقیه از اون سوال کنند و در بعضی مواقع حق انتقاد داشته باشند.

من به قولی که دادم عمل کردم و هیچ جا توهینی به شخص آقای خامنه ای نکرده و در کمال ادب و احترام در مورد ایشون صحبت کردم.

در پناه حق

اعترافگیری؟؟!!!

سپتامبر 22, 2009 با noghrei

هيچ منافات ندارد كه گنهكار تاوان گناه خودش را ببيند، اما فضا، فضای اشاعه گناه نباشد؛ تهمت زدن، ديگران را متهم كردن به شايعات، به خيالات. همين جا من اين را هم بگويم: اينكه در دادگاه‏ها – كه در تلويزيون هم پخش ميشد – از قول يك متهمی چيزی راجع به يك كس ديگری گفته مي‌شود، من اين را بگويم كه اين، شرعاً حجيت ندارد. بله، متهم هرچه درباره خود در دادگاه بگويد، اين حجت است. اينكه بگويند در دادگاه درباره خودش اگر اعترافی كرد، حجت نيست، اين حرف مهملی است، حرف بی‏ارزشی است؛ نه، هر اقراری، هر اعترافی، شرعاً، عرفاً و در نزد عقلا در يك دادگاه در مقابل دوربين، در مقابل بينندگان ميليونی كه متهم عليه خود بكند، اين اعتراف مسموع است، مقبول است، نافذ است؛ اما عليه ديگری بخواهد اعترافی كند، نه، مسموع نيست. فضا را نبايد از تهمت و از گمان سوء پر كرد. قرآن كريم ميفرمايد: «لو لا اذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بانفسهم خيرا»؛(2) وقتی ميشنويد كه يكی را متهم ميكنند، چرا به همديگر حسن ظن نداريد؟ تكليف دستگاه اجرایی و قضائی به جای خود محفوظ است.
دستگاه‏های اجرایی بايد مجرم را تعقيب كنند، دستگاه‏های قضائی بايد مجرم را محكوم و مجازات كنند؛ با همان روشی كه ثابت مي‌شود و در قوانين اسلامی و قوانين عرفی ما هست و هيچ هم در اين زمينه نبايد كوتاه بيايند؛ اما مجازات مجرم كه از راه‌های قانونی جرم او ثابت شده است، غير از اين است كه به گمان، به خيال، به تهمت، يكی را متهم كنيم، بدنام كنيم، توی جامعه دهن به دهن بگردانيم. اينكه نمي‌شود. اين فضا، فضای درستی نيست. يا ديگران – خارجی‏ها، بيگانه‏ها، تلويزيون‌های مغرض – عليه كسی يا كسانی حرفی بزنند، ادعا كنند كه اينها فلان جا خيانت كردند، فلان جا خطا كردند؛ ما هم عين همان را پخش كنيم. اين، ظلم است؛ اين، مورد قبول نيست.

این بخشی از سخنان آقای خامنه ای در روز یکشنبه (عید فطر) بود، من واقعاً نمیدونم گفتن این حرف ها بعد از پخش 4 و 5 جلسه دادگاه چه سودی داره؟

اگر شما واقعاً مخالف این ماجرا بودین که باید از روز اول جلوی این حرکت رو می گرفتید، ولی حالا که اسم همه آدم ها چه با گناه چه بی گناه در دادگاه برده شده و تلوزیون خود شما  شبانه روز در حال نشون دادن این دادگاه ها بود چرا حالا یادتون اومد که این کار ظلمه؟

اگر قدرتی فرای قدرت شما در کشور حکمرانی می کنه خوب بگید تا مردم اون هارو بشناسن؟ چطور شما بعد از 4 و5 جلسه دادگاه در مورد این ماجرا اظهار نظر کردین؟ یعنی واقعاً تا قبل از این سخنرانی به مسئولان امر دستور ندادین؟ اگر دستور دادین چرا اینقدر دیر اجرا شد؟

آقای خامنه ای این کار شما من رو یاد پیشگویی میندازه که بعداز یک زلزله تازه یادش میاد که پیشگویی کنه.

خیلی دوست دارم نظر حامیان شما رو در مورد دادگاه های اخیر بدونم! آیا بعد از فهمیدن نظر شما باز هم از این دادگاه ها و این اعترافات حمایت می کنن و پیرهن عثمونش می کنن یا نه؟

عکس جالبی از روز قدس که نشون دهنده بی سوادی طراحان پوسترهاست

4_8806270926_L600

کلمه province به معنی استان، ایالت، ولایت و در اینجا ولایت فقیه استفاده شده

بی ربط:

یاد اول مهر و مدرسه بخیر… (لینک)

خاتمی: پایان شب سیه سپید است + عکس (در دیدار از نمایش «فرزند عدالت» به کارگردانی سید جواد هاشمی) (لینک)

عید فطر مبارک

سپتامبر 21, 2009 با noghrei

امسال همه چیز یک جور دیگه ای رقم خورد، و این داستان حتی به عید فطر هم رسید!

من که صبح یکشنبه به عادت هر سال که عید اعلام شد من هم یکشنبه سر صبح جای شما خالی یک ساندویچ گوشت معرکه خوردم ولی بعد از نیم ساعت متوجه شدم که بله!!! انگار آقایون مراجع به جز آقای خامنه ای دوشنبه رو عید اعلام کردن و دیروز یکشنبه 30 امین روز ماه مبارک بوده!!!

من سعی کردم دیگه چیزی نخورم ولی خوب با خودم گفتم به درک گناهش به گردن آقای خامنه ای.

ولی جالبه ها!!!

هیچ مرجع دیگه ای به جز آقای خامنه ای یکشنبه رو عید اعلام نکرد و فکر کنم آدمای زیادی مثه من گیج شدن!!!

واقعاً اگر یکشنبه عید نبوده و امروز عیده تکلیف این همه روزه ای که خورده شده چی میشه؟ یعنی گناهش به گردن کیه؟ پناه به خدا!!!!

یعنی این همه مرجع اشتباه کردن و آقای خامنه ای درست میگه؟ یکم بعید به نظر میرسه!!

دیروز رفته بودم به عیادت یک مریض، داستان عید فطر و نظر مراجع رو که شنید گفت: ” آقا اینا همه آخوند بازیه،میخوان بگن ما هم کسی هستیم”

دیدم از حق نگذریم راست می گه.

لینک خبر شیعه آنلاین در مورد مراجعی که یکشنبه رو عید اعلام نکردن (لینک)

مطلب جالبی خوندم تو یکی از وبلاگ ها که عکس انواع خرها رو گذاشته (لینک)

جواب یک کامنت

سپتامبر 14, 2009 با noghrei

دوستی که چند وقت پیش در وبلاگ کامنت هایی گذاشته بود و من هم در همین جا جوابش رو داده بودم دیروز بعد از یک وقفه چند هفته ای دوباره اومده اینجا و یک کامنت پر و پیمون گذاشته.

ایشون در کامنت فرمودند که شیوه اعتراف گیری از زندانیان حوادث اخیر به این صورت بود(عین کامنت رو گذاشتم تا بخونین)

آره راست می گی هیچ جای دنیا مثله ما اعتراف نمی گیرن چون ما واسه متهمانمون سونا و استخر و فیزیوتراپی می زاریم ولی تو جاهای دیگه دنیا سر متهم و می بندن و تو دهنش آب مبیریزن و به صورت مصنوعی غرقش می کنن. راست می گی وافعا

من نمیدونم این خواننده عزیز چجوری فکر می کنن؟ خوب اگه واقعا اینجوریه و هیچ فشاری نیست پس طرف احتمالاً قبل از اینکه دستگیر بشه سرش به جایی خورده که یکهوو اینجوری به قول شما اعتراف می کنه!! اینجور که ما از نوشته های ابطحی و حرفای بقیه زندانیها میشنویم این بدبختا تو یک سلول انفرادی نگه میدارن خبری هم از سونا و استخر نیست!!! اگر خودت رو تو شرایطی که توصیف کردی بزارن به خطایی که کردی اعتراف می کنی که این ها اعتراف کنن؟

قسمت دیگه ای از کامنت این دوست عزیز

تو وبلاگ تو هرکی ضد جمهوری اسلامی حرف می زنه آدم درستیه و هرکی با اسلام آدم دورغگو

در مورد این بخش از کامنت شما باید بگم که من هیچ وقت با اسلام مشکل نداشتم و ندارم اما از اسلامی که این آقایون دارن تو جامعه ترویج میدن بیزارم، من خودم از یک خانواده کاملاً انقلابی و متدین هستم، یکی برادر هام در جنگ شهید شده و دوتا از برادرهام مجروح هستن، خانواده ی من هزینه های زیادی برای این انقلاب و این کشور و اسلام داده ولی امروز که پدر هفتاد و چند ساله ی من که تمام عمر خودش رو برای خدمت به مستضعفین و ایتام جامعه صرف کرده و سابقه انقلابی بسیار درخشانی هم داره امروز از وضع کشور نالونه، میگه هدفی که ما براش انقلاب کردیم این نبود، اون چیزی که ما براش جوون هامون رو دادیم این نبود!!!

برادر شهید من که یکی از فرماندهان سپاه بوده در یکی از آخرین نامه هاش نوشته ” اگر من در این جنگ ناجوانمردانه شهید شدم که خوشا به حالم ولی اگر قسمت نبود و زنده ماندم از سپاه بیرون می آیم” این اواخر کارهایی در سپاه دیده بوده که دیگه حاضر نبود اگر زنده هم موند باز این لباس رو بپوشه.

عزیز من با این اسلامی که این جماعت به خورد ملت میدم مشکل دارم و به نظرم این اسلام نیست، یه دینی با رنگ و لعاب اسلامه،اسلام واقعی یک پاکی و صداقتی توش هست که حتی دل سیاه رو هم سیقل میده و جذب می کنه، اما دینی که امروز اینها ادعاش رو دارن قلب های پاک جوون ها رو سیاه می کنه، کاری می کنه که این ها از نماز و روزه فراری بشنو این اعمال رو مسخره بدونن!!!

واقعاً بعد از 30 سال به قول این ها حکومت اسلامی چرا باید تو یک دانشگاه 1000 نفری فقط 50 نفر نماز بخونن؟ واقعاً  اسلامی که این ها باهاش جوون ها رو تربیت کردن چی داشت که بجای جاذبه بیشتر،دافعه داشته؟

در مورد بقیه کامنت این دوست عزیز هم حرفی ندارم ولی میخوام بهت بگم که عزیز من مگر نه اینکه آقای خامنه ای گفتند که تصور نمی کنند و برایشان ثابت نشده  افرادی که به نتایج انتخابات معترض بودند از طرف بیگانگان و اجنبی ها باشن، شما که مقتدای این جناب هستید چرا اینطوری حرف می زنین؟ پس شما هم با این حرف در مقابل رهبر خودتون ایستادید که!!!

بی ربط:

1-

“حوادث بعد از انتخابات ، همه معادلات فکری و انسانی ما را بهم زد . رفتاری که تحت امرحضرتعالی بامردم شد ، رفتار همشان و همطراز زحمت و فهم و همراهی مردم نبود . مردم اگر انتظار داشتند این رفتار را از ماموران خود سر نظام ببینند ، درعوض ، انتظار این راهم داشتند که رهبرشان ، بلافاصله به رسم علی علی های مکررش ، همچون علی به مددشان بیاید و دادشان بستاند . نه این که مرتب روح و رفتار وحشیانه ماموران را تایید کند و به مردم معترض خودش ، همسنگ اغتشاشگران و براندازان نگاه کند “

بخشی از نامه سرگشاده محمد نوری زاد (گوینده و نویسنده روایت فتح و همکار شهید آوینی) به آقای خامنه ای ،

متن کامل نامه در وبلاگ محمد نوری زاد ( لینک )

2-

محمد رضا جلایی پور آزاد شد. ادامه خبر در وبلاگ فاطمه شمس هسر محمد رضا جلایی پور ( لینک)

نامه شدید اللحن دکتر سروش به آقای خامنه ای

سپتامبر 10, 2009 با noghrei

دکتر عبدالکریم سروش در نامه‌ای شدیداللحن به آیت‌الله خامنه‌ای، ضمن انتقاد از عملکرد وی در جایگاه رهبری، تاکید کرد که: ما آزادی و دیانت را ارج خواهیم نهاد، و وعده داد که این نسل، زوال استبداد دینی را جشن خواهد گرفت و به جامعه‌ای اخلاقی و حکومتی فرادینی دست خواهد یافت. متن کامل نامه دکتر سروش را در ادامه مطلب  بخوانید:

به یاری خدا، دین و آزادی می‌مانند و استبداد می‌رود

414842458

(توصیه می کنم حتماً این نامه رو مطالعه کنید)

لینک PDF  همین نامه ( دانلود )

ادامه‌ی این ورودی را بخوانید »

تفنگت را زمین بگذار

سپتامبر 9, 2009 با noghrei

تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبار ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان‌کن
ندارم جز زبان دل، دلی لبریز از مهر تو
ای با دوستی دشمن

زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی‌ست
زبان قهر چنگیزی‌ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید

برادر! گر که می‌خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان‌کش برون آید

تو از آیین انسانی چه می‌دانی؟
اگر جان را خدا داده‌ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه‌ی غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلتانی؟

گرفتم در همه احوال حق‌گویی و حق‌جویی
و حق با توست
ولی حق را، برادر جان
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست…

اگر این بار شد وجدان خواب‌آلوده‌ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار…
فریدون مشیری
خواننده تصنیف: استاد آواز ایران، محمد رضا شجریان

Shajarian

کیفیت MP3/128KB

Download

=-=-=-=-=-=-=

کیفیت OGG/64KB

Download

بعد نوشت:

مطلبی زیبا از خبرنگاری که با احمدی نژاد و چاوز به مشهد سفر کرده رو بخونین (لینک)

هوگوی احمدی نژاد

سپتامبر 8, 2009 با noghrei

و اینگونه بود که هوگوی احمدی نژاد (برادر تنی ا.ن) که متاسفانه بی دین هم تشریف دارن ولی نمیدونم چطور برادرن.. احتمالا از مادر جدا از پدر مشترک هستند، به زیارت حرم مطهر رضوی شرفیاب شدن و در مراسم افطاری شرکت کردند و همه اینها با پول بیت المال مسلمانان…

در اینجا مقاله ای بخونین در مورد حضور هوگوی احمدی نژاد در حرم رضوی ( لینک )