دوستی که چند وقت پیش در وبلاگ کامنت هایی گذاشته بود و من هم در همین جا جوابش رو داده بودم دیروز بعد از یک وقفه چند هفته ای دوباره اومده اینجا و یک کامنت پر و پیمون گذاشته.
ایشون در کامنت فرمودند که شیوه اعتراف گیری از زندانیان حوادث اخیر به این صورت بود(عین کامنت رو گذاشتم تا بخونین)
“آره راست می گی هیچ جای دنیا مثله ما اعتراف نمی گیرن چون ما واسه متهمانمون سونا و استخر و فیزیوتراپی می زاریم ولی تو جاهای دیگه دنیا سر متهم و می بندن و تو دهنش آب مبیریزن و به صورت مصنوعی غرقش می کنن. راست می گی وافعا“
من نمیدونم این خواننده عزیز چجوری فکر می کنن؟ خوب اگه واقعا اینجوریه و هیچ فشاری نیست پس طرف احتمالاً قبل از اینکه دستگیر بشه سرش به جایی خورده که یکهوو اینجوری به قول شما اعتراف می کنه!! اینجور که ما از نوشته های ابطحی و حرفای بقیه زندانیها میشنویم این بدبختا تو یک سلول انفرادی نگه میدارن خبری هم از سونا و استخر نیست!!! اگر خودت رو تو شرایطی که توصیف کردی بزارن به خطایی که کردی اعتراف می کنی که این ها اعتراف کنن؟
قسمت دیگه ای از کامنت این دوست عزیز
“تو وبلاگ تو هرکی ضد جمهوری اسلامی حرف می زنه آدم درستیه و هرکی با اسلام آدم دورغگو“
در مورد این بخش از کامنت شما باید بگم که من هیچ وقت با اسلام مشکل نداشتم و ندارم اما از اسلامی که این آقایون دارن تو جامعه ترویج میدن بیزارم، من خودم از یک خانواده کاملاً انقلابی و متدین هستم، یکی برادر هام در جنگ شهید شده و دوتا از برادرهام مجروح هستن، خانواده ی من هزینه های زیادی برای این انقلاب و این کشور و اسلام داده ولی امروز که پدر هفتاد و چند ساله ی من که تمام عمر خودش رو برای خدمت به مستضعفین و ایتام جامعه صرف کرده و سابقه انقلابی بسیار درخشانی هم داره امروز از وضع کشور نالونه، میگه هدفی که ما براش انقلاب کردیم این نبود، اون چیزی که ما براش جوون هامون رو دادیم این نبود!!!
برادر شهید من که یکی از فرماندهان سپاه بوده در یکی از آخرین نامه هاش نوشته ” اگر من در این جنگ ناجوانمردانه شهید شدم که خوشا به حالم ولی اگر قسمت نبود و زنده ماندم از سپاه بیرون می آیم” این اواخر کارهایی در سپاه دیده بوده که دیگه حاضر نبود اگر زنده هم موند باز این لباس رو بپوشه.
عزیز من با این اسلامی که این جماعت به خورد ملت میدم مشکل دارم و به نظرم این اسلام نیست، یه دینی با رنگ و لعاب اسلامه،اسلام واقعی یک پاکی و صداقتی توش هست که حتی دل سیاه رو هم سیقل میده و جذب می کنه، اما دینی که امروز اینها ادعاش رو دارن قلب های پاک جوون ها رو سیاه می کنه، کاری می کنه که این ها از نماز و روزه فراری بشنو این اعمال رو مسخره بدونن!!!
واقعاً بعد از 30 سال به قول این ها حکومت اسلامی چرا باید تو یک دانشگاه 1000 نفری فقط 50 نفر نماز بخونن؟ واقعاً اسلامی که این ها باهاش جوون ها رو تربیت کردن چی داشت که بجای جاذبه بیشتر،دافعه داشته؟
در مورد بقیه کامنت این دوست عزیز هم حرفی ندارم ولی میخوام بهت بگم که عزیز من مگر نه اینکه آقای خامنه ای گفتند که تصور نمی کنند و برایشان ثابت نشده افرادی که به نتایج انتخابات معترض بودند از طرف بیگانگان و اجنبی ها باشن، شما که مقتدای این جناب هستید چرا اینطوری حرف می زنین؟ پس شما هم با این حرف در مقابل رهبر خودتون ایستادید که!!!
بی ربط:
1-
“حوادث بعد از انتخابات ، همه معادلات فکری و انسانی ما را بهم زد . رفتاری که تحت امرحضرتعالی بامردم شد ، رفتار همشان و همطراز زحمت و فهم و همراهی مردم نبود . مردم اگر انتظار داشتند این رفتار را از ماموران خود سر نظام ببینند ، درعوض ، انتظار این راهم داشتند که رهبرشان ، بلافاصله به رسم علی علی های مکررش ، همچون علی به مددشان بیاید و دادشان بستاند . نه این که مرتب روح و رفتار وحشیانه ماموران را تایید کند و به مردم معترض خودش ، همسنگ اغتشاشگران و براندازان نگاه کند “
بخشی از نامه سرگشاده محمد نوری زاد (گوینده و نویسنده روایت فتح و همکار شهید آوینی) به آقای خامنه ای ،
متن کامل نامه در وبلاگ محمد نوری زاد ( لینک )
2-
محمد رضا جلایی پور آزاد شد. ادامه خبر در وبلاگ فاطمه شمس هسر محمد رضا جلایی پور ( لینک)